Email this sample to a friend

Halfway Letter



By farzad Safari



Published by Farzad Safari at Smashwords

Copyright © 2012 by farzad Safari



Thank you for downloading this free eBook.

******************





فندک طلایی، خودکار لوکس

کمد به هم ریخته خودش رو به امید پیدا کردن خودکار به هم ریخته تر می کرد، مدام به خودش ،وسایل توی کمد و اصلا هرچی به ذهنش می رسید بد و بیراه می گفت، چشمش به جعبه ی کوچکی که گوشه ی کمد بود افتاد، دیدن جعبه حالش رو بدتر کرد ولی با خودش فکر کرد بهتر شد اینطور از شر عذاب وجدان لعنتی خلاص می شم، جعبه رو برداشت و کاغذ کادوی جعبه که روش نوشته شده بود «هدیه ای برای سارا خانم» رو پاره کرد و خودکار لوکسی که توش بود رو برداشت، تا خواست شروع به نوشتن کنه بد وبیراه گفتن هاش دوباره شروع شد، خودکار رو پرت کرد روی تخت و خودش هم روی تخت ولو شد، یک کم که آروم تر شد و روی اعصابش مسلط شد فندک طلاییش رو از جیبش بیرون آورد و سر خودکار رو روی آتش اون گرفت تا شاید جوهر خودکار که بر اثر گذشت زمان خشک شده بود روان بشه و خودکار شروع به نوشتن کنه، خودکار با کمی اصرار شروع به نوشتن کرد، متن رو اینطور شروع کرد: « سارا جان نمی دونم چی باید بنویسم»، همین چند کلمه رو نوشت و ادامه نداد، زیر لب زمزمه کرد: «اگر دوباره تنها بشم چی؟» یاد تنهایی که افتاد عذاب وجدان جاش رو به ترس داد،با تمام وجود برتری ترس نسبت به عذاب وجدان رو حس کرد،« عذاب وجدان رو می شد یه کاریش کرد ولی تنهایی رو چی!؟» چند روزی بود که نبودن محسن عذابش می داد، محسنی که به سختی به چنگ اورده بود حالا خیلی راحت اون رو ول کرده بود، بدون اینکه حتی نگران تنهاییش باشه! هر وقت که به یاد زندگی آروم و عاشقانه ای که با محسن داشت می افتاد، حسرت وجودش رو فرا می گرفت، حسرتی که مثل اسارت توی اتاق در بسته ی تاریک و سردی بود که کلیدش دست کسی جز سارا نبود و فقط سارا بود که می تونست از این اتاق نجاتش بده!پس به هیچ وجه نمی تونست سارا رو از دست بده.

Previous Page Next Page Page 1 of 11